X
تبلیغات
رایتل

همسفر مرگ

یکشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 16:09

همسفر مرگ

افزایش مصرف قرص های روان گردان در ایران


بروز و شیوع ناهنجاری های اجتماعی در میان جوانان ادامه دارد و این در حالی است که مصرف داروهای روان گردان ابعاد تازه تری یافته است. با کاهش قیمت این قرص ها از 10 هزار تومان به 300 تومان، جوانان زیادی برای رهایی از قیدهای ذهنی و باورهای رسمی جامعه ، به مصرف این قرص ها تمایل پیدا کرده اند. آنها «اکس» مصرف می کنند تا شاد شوند و نیروی مضاعف پیدا کنند، اما بعد از مدتی گرفتار اختلال های روحی، روانی و جسمی عمده ای می شوند که به مراتب خطرناک تر از عواقب مصرف مخدرهایی نظیر تریاک و هروئین است.

قرص اکستاسی (ECSTASY) اگرچه به معنای لذت یا شادی عمیق است ، اما بعد از چندین بار مصرف منجر به افسردگی  و کاهش هیجانات لذت بخش در فرد می شود و از این رو مصرف آن از دهه ی هشتاد در اروپا غیرقانونی و ممنوع اعلام شده است. قرص شادی آور نخستین بار در سال 1914 توسط شرکت داروسازی «مرگ» در آلمان ساخته و به ثبت رسید. هم اکنون مصرف این قرص ها در کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان شیوع بیشتری دارد و مصرف آن در ایران نیز با پایین آمدن قیمت آن، روند رو به رشدی در میان جوانان رده سنی ?? تا ?? سالگی یافته است. دکتر ارسلان ضرابی روان پزشک ، با اشاره به این که اثرات روحی ـ روانی این قرص ها در طول زمان به مراتب شدیدتر از اثرات جسمانی آن است . مسمومیت ناشی از مصرف آن تاثیرات جسمانی مثل : افسردگی، اضطراب های مزمن، تخریب کبدی و کلیوی است و البته همراه با تحریکات روانی بسیار شدیدی مثل کارهای جنایی و خشونت شدید را به دنبال دارد . از همه بدتر تأثیری است که بر روابط جنسی می گذارد. افراد پس از مصرف، شرم و حیای ایجاد رابطه ی جنسی را از دست می دهند و به شهوت رانی کشیده می شوند».

دکتر ضرابی معتقد است: «در ایران بیشتر تکیه بر اثرات جسمانی آن است، در حالی که باید بر اثرات روحی ـ روانی آن تأکید شود. چرا که فرد از لحاظ روانی به شدت وابسته به حفظ حالات پس از مصرف می شود».

اکستاسی دارای خاصیت انرژی زایی شدید است. البته این انرژی، کاملاً کاذب و غیرطبیعی است و اگرچه فرد پس از مصرف، بسیارفعال ، شاد و هوشیار می شود و حرکات او سریع و به نحوی غیرمعمول می شود ، اما این حالات پس از آن که ساعت تأثیرگذاری دارو به پایان رسید، به شدت افول کرده و وضعیت فرد مصرف کننده تا مصرف مجدد قرص در وضعیتی آشفته باقی می ماند.

دکتر سعید صفاتیان، مدیر کل امور درمانی و بازپروری ستاد مبارزه با مواد مخدر در توضیح چنین حالاتی می گوید: «عوارض جسمانی مصرف اکستاسی به طور طبیعی، از بین رفتن نیاز خوردن و خوابیدن، تهوع ، تب، لرز، تعریق، توهم شنوایی و بینایی و از همه بدتر عدم تشخیص فاصله است. به طوری که ساختمان 10 متری را یک متر تصور می کند و خود را از آن فاصله به پایین پرت می کند و یا در حین رانندگی، فاصله چند متری با خودروی جلویی را یک متر می بیند و این خود موجب تصادفات مرگبار می شود».

وی در ادامه می افزاید: «حالات روحی ـ روانی پس از مصرف نیز شامل افسردگی، تحریک پذیری، آشفتگی و عدم آگاهی به مکان و زمان و واکنش به اطراف می شود. این واکنش بخصوص در محیط های کاری نسبت به اطرافیان بسیار خطرناک است».

اگرچه گرایش به مصرف اکستاسی در میان جوانان تحت عنوان ارضای حس کنجکاوی و ماجراجویی و یا به دنبال راهی برای کاهش هیجانات و اضطراب های حاصل از زندگی ماشینی تفسیر شده است ، ولی صرفاً چنین دلایلی گرایش رو به رشد جوانان، به مصرف این قرص را توجیه نمی کند.

اگر در میان محافل علمی ، سخن از کنترل خانواده ها و در نهایت جامعه است ، ولی گرایش جوانان به مصرف این مواد، معلول یک علت است و حال باید به دنبال علت بود. شاید به تعبیری بتوان گفت که خانواده و جامعه خود علت و مسبب ظهور چنین پدیده ای در میان جوانان هستند.

دکتر حسین تنهایی، جامعه شناس واستاد دانشگاه با تأکید به این که جامعه علت اصلی بروز چنین گرایشی است، معتقد است: «در یک جامعه، ساختارها و نیازها در هم تنیده شده است. به عبارتی ساختارهای جامعه باید برای رفع نیازهای افراد آن شکل گیرند و بنا شوند. جوان امروزی به دنبال شادی و نشاط است. نیاز اصلی او همین است. خنده و شادی اساس رشد جسم یک روح سالم است. یک جوان می خواهد آن را به دست آورد. حال بستگی دارد در آن فرهنگی که زندگی می کند، چه چیز در دسترسی برای جبران شادی و هیجاناتش پیدا کند. در جوامع جهان سوم، شاید ارزان ترین وسایل ممکن برای لحظاتی خوش بودن، مصرف قرص های شادی آور باشد».

وی در ادامه ، مصرف این قرص ها را با سرکوفتگی نیازهای اصلی جوانان مرتبط می داند و می گوید: «هنگامی که نیاز اصلی جوان امروزی یعنی شادبودن، سرکوب شود، نیازهای کاذب جلوه می کنند و لذا جوان برای رفع نیازهای کاذب خود، گرایش به مصرف هرگونه موادی را پیدا می کند. باید پرسید در جامعه ی ما کدام نهاد برای رسیدگی به هیجانات و شادی های انباشته شده در جوانان تأسیس شده است ؟ لذا در اثر همین کمبودهاست که موسیقی در بازار آزاد شکل می گیرد. چرا باید نسل جدید را نسل عصیانگر و ضد اجتماع بخوانیم. آنها نیز با تعاریف خاص خود زندگی می کنند. این وظیفه ی جامعه و نهادهای ذیربط آن است که به رفع آن نیازها که اصلی ترین آنها، شادی و نشاط در زندگی است، پاسخگو باشد».

شادی به معنای ایجاد انگیزه و نشاط، خاص یک جامعه نیست. تحقیقات نشانمی دهد شاد بودن به عنوان یک شاخص اصلی، باعث افزایش کارایی جامعه می شود. محیط های بسته و خشک در دنیای امروز دیگر پاسخگوی نیاز به شادی و لذت در جوانان نمی تواند باشد. برای بروز شادی باید عوامل آن مهیا باشد. اغلب کشورها کوشش می کنند که اگر نمی توانند همه عناصر لازم را برای بروز شادی فراهم کنند، لااقل ابتکارهایی برای سوق دادن جامعه، به سمت شاد زیستن انجام دهند. از به راه انداختن سرگرمی های جمعی گرفته تا اجرای موسیقی شادی بخش در ملاءعام، همگی از موارد ایجاد زمینه های شادی در جامعه است. جوان جامعه ما نیز به دنبال چنان شادی ها و هیجاناتی است. اگر او امروز نمی تواند این سرخوشی را به طریق صحیح از درون ساختارهای جامعه بیابد، برای جبران آن به سراغ مصرف قرص هایی می رود که دیگر ننگ خماری ندارند. او تنها، فردی پرانرژی و با نشاط است که پس از هربار مصرف قرص، خود را بیشتر به آغوش مرگ می سپارد. به نظر می رسد، جامعه ما نیز، باید بنا به نیازهای اصلی جوانانش که همان تخلیه هیجانات و احساسات است، با مهیا کردن بسترهای اجتماعی و فرهنگی، زمینه شادی را در جامعه فراهم کرده و آن را به یک فرهنگ عمومی تبدیل کند تا بتواند از گرایش جوانان به مصرف قرص های شادی آور برای لحظاتی محدود جلوگیری کند.

دکتر ضرابی، عامل اعتیاد وراثتی را در زمینه گرایش جوانان به مصرف قرص های اکستاسی، بسیار ضعیف می داند و بر این باور است که: «اگرچه در زمینه هایی دیده شده است که افرادی، به صورت ژنتیکی دارای زمینه گرایش به اعتیاد هستند، ولی عامل مصرف قرص های روان گردان در جوانان بیشتر به محیط خانواده برمی گردد. زمینه های اختلال خانوادگی و عدم الگوهای مناسب رفتاری در گرایش جوانان به این قرص ها می تواند مؤثر باشد. نکته این جاست که در خیلی از موارد، اگر جوانی دست به مصرف قرص اکستاسی می زند اولین گرایش او نیست. بلکه از قبل مواد دیگری هم مصرف می کرده است . »

دکتر صفاتیان نیز، علت استفاده جوانان ایرانی از این قرص ها را علاوه بر عوامل فردی مانند: ترک تحصیل و عدم اعتماد به نفس و عوامل اجتماعی چون: ضعف قوانین، وجود بازارهای غیرقانونی، کمبود فعالیت های جایگزین، عوامل محیطی را نیز ذکر می کند و می گوید: «از همه مهمتر عوامل محیطی است که شامل غفلت خانواده از فرزندان و عدم آگاهی آنان نسبت به مصرف این قرص هاست. چرا که اغلب پدر و مادران فکر می کنند اعتیاد با حالاتی چون خمودگی، سیاهی دور چشم و خواب آلودگی همراه است در حالی که شادی و نشاط بیش از حد جوانان نیز می تواند زنگ خطری برای آنان باشد».

بالابردن سطح آگاهی جوانان و خانواده ها در مورد خسارات زیانبار مصرف این قرص ها، در زمره ی اول وظیفه نهادهای دولتی و غیردولتی ذیربط به شمار می آید. این وظیفه رسانه های گروهی است تا با آموزش همگانی خانواده ها، آنان را نسبت به مشاهده عدم تعادل روانی در جوانان نظیر افسردگی، خستگی و  اضطراب  حساس کنند و علایم هشدار دهنده ای را به خانواده ها نشان دهند.

به قول فروغ:

اقدامی لازم است تا کسی باور کند،

باغچه دارد می میرد،

که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است،

که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می شود…

فریال طهماسبی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo